تبليغاتX
گلزمین

گلزمین

خبری تحلیلی به زبان های بلوچی و فارسی

قتل در شهر چابهار

شیرزاد دادگر کارمند تامین اجتماعی در شامگاه روز شنبه در نزدیکی منزلش در محله گلشهر به قتل رسید سه نفر سارق مسلح برای سرقت تلفن همراه و کیف پول مقتول نامبرده را با ضربات چاقو در ناحیه قفسه سینه و قلب مورد حمله قرار می دهند مقتول در مسیر انتقال به بیمارستان جان می سپارد شهر چابهار در یک سال اخیر با نا امنی های متعدد و سرقت های مسلحانه مواجه می باشد گفتنی است جدگال نماینده مردم چابهار در مجلس شورای اسلامی در جلسات اداری همواره از ناامنیهای روز افزون در حوزه انتخابیه خود ابراز نگرانی نموده است متاسفانه مسئولین شهرستان همواره مدعی تامین امنیت کافی برای شهروندان هستند در روزهای  گذشته در محله زیبا شهر  چابهار نیز تعداد چهار نفر از شهروندان با ضربات سلاح سرد و گرم زخمی شده اند امنیت تنها شهر امن تر استان و به تعبیر مسئولین پیشانی توسعه استان به چالش کشیده شده است.

 

+ نوشته شده در  91/02/25ساعت 22:15  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

نگاه كاسبكارانه به فرهنگ

نگاه كاسبكارانه به فرهنگ

در سال 89 حوزه هنري استان جشنواره اي با عنوان بومي سروده ها برگزاركرد. كه بدليل شركت چهره هاي فرهنگي بلوچ و سيستاني مورد اسقبال فعالين اين عرصه قرار گرفت. متاسفانه اين اعتماد ديري نپاييد و در جشنواره دوم خود را نشان داد البته در جشنواره اول نيز كاستي ها زيادي وجود داشت، كه مورد انتقاد بود؛ و مسئولين قول رفع آنها را در جشنواره دوم داده بودند، كه متاسفانه در جشنواره دوم نه تنها انتقادات مورد توجه قرار نگرفت. بلكه در اين دوره استاندارد هاي دور ه قبل نيز رعايت نشدكه جشنواره با كيفيت بسيار پايين و بدون  حضور چهره هاي موثر برگزار شد. اسقبال آنقدر كاهش يافته بود كه  در روز افتتاحيه جشنواره  رديف اول سالن ازجمعيت خالي بود. چهره هاي برجسته فرهنگي سيستاني وبلوچ از غائبان جشنواره  بودند. حتي در شهر فرهنگي بلوچستان ايرانشهر كه عموم مردم  از مجالس و محافل فرهنگي استقبال مي كنند، گويي جشنواره را تحريم كرده بودند، كه در طول برگزاري جشنواره حتي روز اختتاميه نيز نتوانستند بيش  از سه رديف صندلي جمعيت به سالن بياورند.

  اين بي رمقي و كم رونقي از نگاه كاسبكارانه به مقوله فرهنگ ناشي مي شود .حوزه براي برگزاري اين جشنواره مبلغ 100مليون تومان از اعتبارات استاني دريافت كرده است اما مهمانان اندك حوزه نيز بدليل  بي حرمتي،كيفيت پايين پذيرايي و اقامت ناراضي بودند . برخي ديگر عطاي اقامت و پذيرايي حوزه را به دليل برخورد بد دبير جشنوار به لقاي ميزبان بخشيدند واز مهمانوازي دوستان فرهنگي ايرانشهري بهرمند شدند تنها چيزي كه قابل مشاهده بود ريخت و پاش اين اعتبار فرهنگي بود به طوري كه براي طراحي صحنه بي ربط آن نزديك به ده مليون به دوستان و وابستگان خود داده بودند. البته بعيد نيست اين طراحي پست مدرن!!!! به ظن برگزاركنندگان برنده يك جايزه بزرگ بين المللي!! شود. بقيه امور را نيز به پيمانكاران هم پيمان سپرده اند تا فرهنگ را در آمد زا نموده، ونام حوزه هنري استان را جهانگير نمايند.

بهرحال اميد مي رفت كه جشنواره بومي سروده ها هر ساله با كيفيت بهتر و بيشتري برگزار شود متاسفانه نگاه كاسبكارانه  و ايزاري به فرهنگ باعث شد كه اين اميد به ياس تبديل شود. اصحاب فرهنگ سيستان پيش از همتايان بلوچ متوجه نگاه ابزاري برگزار كنندگان شده بودند؛ وپا پس كشيدند. خرج و هزينه نشدند البته قبل از روزبرگزاري جشنواره دوستان بلوچ نيز دريافتند كه جشنواره صرفا با هدف كاسبكارانه و سواستفاده از فرهنگ بومي برگزار مي شود لذا همه هم عهد شدند كه ديگر با حوزه هنري هيچگونه همكاري ننمايند تا مانع استفاده  ابزاري از فرهنگ شوند .

به نقل از سایت زاهدان فردا

+ نوشته شده در  91/02/21ساعت 18:35  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

آقاي فرماندار به فرهنگ هاي ايراني احترام بگذاريد!

خبري در روزهاي پاياني سال در محافل شهرستان زمزمه شد كه براي بنده به عنوان روزنامه نگار غير قابل باور بود اما علي رغم بهت آور بودن اين خبر و تاييد آن توسط منابع موثق وافراد حاضر در جلسه اينجانب از گزارش آن به   مطبوعات بر خلاف  ميل باطني و حتي رنجش دوستان فرهنگي خوداري كردم تا اين موضوع بدوراز تنش و حساسيت توسط شخص گوينده به روشي منطقي فيصله يابد و از افكار عمومي رفع حساسيت و عذر خواهي شود متاسفانه اين اتفاق نيفتاد

شرح ماجرا به اين صورت بوده است كه آقاي فرماندار در جلسه اي اداري خطاب به يكي از مديران بومي در حضور جمعي از مديران شهرستان در محل فرمانداري لباس بلوچي را به سخره مي گيرد ودر اظهاراتي عجيب ميگويد مديران شهرستان بايد با لباس رسمي در جلسات فرمانداري شركت كنند(نقل به مضمون).

آقاي فرمانداربه عنوان نماينده  دولت و مديرسياسي حتما مي داند كه خوشبختانه در هيچكدام از قوانين جمهوري اسلامي پوشيدن لباس اصيل اقوام ايراني منع نشده است اتفاقا در رژيم گذشته كه درابتداي تاسيس آن كشف حجاب و پوشيدن لباس فرنگي و كلاه شاپو با شعار پيوستن به كاروان تمدن و تجدد اجباري شد در اين استان با درك رژيم از حميت و حساسيت مردم در صيانت از فرهنگ بومي ايراني خود اجرايي نشد و لباسي كه اكنون پوشش جمعيت كثيري از مردم ايران است حاصل همان دوران ديكتاتوري آمرانه درراستاي يكپارچه نمودن فرهنگ هاي ايراني بود  كه ره به جايي نبرد.

آقاي فرماندار! در جهان معاصرنيز كشورهاي وجود دارند كه در عين حفظ فرهنگ و ريشه هاي ملي و قومي خويش نظير ژاپن وهند در توسعه پيشرفت و بومي نمودن علم و تكنولوژي نيز گوي سبقت از همگنان ربوده اند. تقليد از ظواهر مترادف با توسعه و پيشرفت نيست. مولانا هشتصد سال قبل در بيتي نغزبه مقلدين هشدار داده و تقليد از ظاهر را نكوهش كرده است:

خلق را تقليدشان بر باد داد   اي دو صد لعنت بر اين تقليد باد

مشخص نيست منظور فرماندار ازتعرض به لباس و پوشش مردم استان چه بوده است؛ اما چنانچه به ظن غالب ايشان محروميت هاي اقتصادي  اين سامان را ناشي ازفرهنگ اصيل آنان مي داند، قطعا دچار تصوري اشتباه از توسعه و پيشرفت مي باشد. مقام رهبري و روساي جمهوري و ديگر صاحب نظران همواره از اصالت فرهنگ مردم سيستان و بلوچستان گفته و نوشته اند ودر سفرهاي استاني به كسوت مردم اين خطه در آمده اند. حال اين كه چگونه يك مقام سياسي بدون هرگونه ملاحظه سياسي فرهنگي و اجتماعي بي محابا به فرهنگ اصيل وايراني مردم مي تازد، جاي سوال فراوان دارد!

آقاي فرماندار مردم استان اگر ناچار شوند فقرو محروميت را با داروي قناعت درمان مي نمايند  اما خداي ناكرده تحقيرفرهنگي را از از هيچ مقام شخصيت و صاحب منصبي را برنمي تابند وبه فرهنگ اصيل و قديم خود مي بالند. اقوام اين استان در حفظ و حراست از فرهنگ  در مقابل خشن ترين ديكتاتوران قد علم نمودند تا در ورطه تقليد از مظاهر فرهنگ بيگانه نيفتند.

آقاي فرماندار بي درنگ اين كم لطفي و نامهرباني آشكار به مردم استان را به نحويي جبران و از دل مردم رنجيده اين سامان به در آوريد كه شايسته شان و جايگاه يك مدير در مقام فرمانداري باشد. بديهي است عدم اصلاح چنين رويكردهاي فرهنگ ستيزانه واكنش هاي احتمالي طبعا مسالمت جويانه و قانوني را در پي خواهد داشت.

در پايان از استاندار محترم كه خود از استانهاي قوميت نشين كشور مي باشد انتظار مي رود به مديران نا آشنا به مباني فرهنگ و سياست اخطار و گوشزد نمايد تا اينگونه به حساسيت هاي مردم اين استان دامن نزنند. با توجه به شرايط حساس و ويژه در اين  برهه از زمان و لزوم حفظ آرامش طبق توصيه مقامات ارشد نظام، تاكنون مردم آرامش خودرا حفظ و منتظر واكنش و برخورد استاندار به عنوان نماينده عالي دولت در استان مي باشند. اميد است كه صبر و نجابت و مهمانوازي و آستانه تحمل بالاي مردم مورد سوأ تعبير و سوء استفاده قرار نگرفته و همگان به سمت توسعه اي حقيقي و با ملاحظات فرهنگي گام بردارند.

يادداشت مذكور در مورخ 22 فروردين در روزنامه زاهدان به چاپ رسيده است.

+ نوشته شده در  91/02/10ساعت 10:38  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

انتخابات و ابراز هويت قومي










بيا پدءشتكين تلاراني دلءَدرّان كنين

گران بهائين دوستي ءُ مهران پدءَ ارزان كنين

(سيد هاشمي)

انتخابات مجلس شوراي اسلامي در استان با تجربه هاي تلخ و شيرين فرواني سپري و اصول اخلاقي فراواني زيرپا گذاشته شد چه انگ ها و تهمت هايي كه نثار همديگر نكرديم  دروغ  و دغل هاي بيشتري  در جامعه باب شد اما از نكات جالب توجه در اين انتخابات ابراز هويت قومي در بهره گيري از زبان و ادبيات  بلوچي توسط كانديداها در تبليغات انتخاباتي بود توجه  به زبان و ادبيات مهمترين نشانه هويت قومي امر ميمون و مباركي است اگرچه بسياري از كانديداها و راه يافتگان با نگاهي ابزاري جهت جذب آرا از آن بهره مي گيرند.

 سالها قبل مطالبات فرهنگي خواسته اقشارفرهنگي نويسندگان و هنرمندان بود اما امروزه احساس و ابراز هويت قومي به مطالبه اي عمومي تبديل شده است به  ايام انتخابات به همراهي كانديد مورد حمايتم در روستاهاي شهرستان دلگان نظير هوديان و جلگه چاه هاشم رفته بوديم برايم بسيار جالب بود كه مردم عادي شهر و روستا خواستارسخنراني به زبان خودشان بودند.

 

 فقر و محروميت اين مناطق قابل مقايسه با ديگر مناطق بلوچستان نيست لازم است نويسندگان هنرمندان و اهالي فرهنگ و هنر توجه ويژه اي به اين مناطق استان نشان دهند و محروميت هاي آشكار مردم بلوچ اين سامان را به دولتمردان گوشزد نمايند هرچند اين وظيفه ذاتي مسئولين بوده وبه ويژه پيگيري و نظارت بر عهده نمايندگان مي باشد اما متاسفانه گويا نمايندگان راه يافته وظايف ديگري جزاين دارند ويا به دلايل ديگري عاجز از طرح مطالبات موكلان خودهستند نمايندگاني كه از فراهم نمودن حداقلي ازامكانات زندگي و رفاهي براي شهروندان ضعف نشان مي دهند انتظار پيگيري مطالبات فرهنگي وسياسي از آنان بيهوده است به خاطر مي آورم كه در سالهاي گذشته با يكي از نمايندگان ارشد و تحصيلكرده از بي توجهي و حتي سنگ اندازي و مانع تراشي هاي برخي از ارگانهاي متولي فرهنگ در ارتباط با زبان و فرهنگ مردم استان درد دل مي كردم كه نماينده مذكور بي درنگ موضوع بحث را منحرف و مسائل اقتصادي را اولويت كاري خود تعريف كرد گويا فراموش كرده بود كه به با راي همين مردم با هويت فرهنگي و زباني موجود و...بر كرسي نمايندگي تكيه زده بود ازهمين نماينده دوره هاي پيشين بايد پرسيد كه به چه ميزان دراولويت هاي كاري خود شامل ايجاد اشتغال اعم از استخدام در بخش دولتي و خصوصي كارنامه مثبت و قابل قبولي دارد حال كه از كار ومشغله نمايندگي فراغت يافته است پاسخگويي پيشه كند و عملكرد چندين ساله خود را به جامعه و شهروندان ارائه نمايد تا براي علاقه مندان و فعالين بخش فرهنگ ثابت نمايد كه در بخش  اقتصاد به ظن ايشان زير بنا صاحب كدام كارنامه درخشان مي باشد كه فرهنگ و زبان و هويت قومي  اموري روبنايي و بي اهميت براي جناب ايشان  تلقي مي شوند؟ البته ضعيفترين نمايندگان بلوچ   ثابت نموده اند كه براي آنها پرداختن به  اقتصاد فاميلي و خانوادگي از اولويت هاي كاري مي باشد استفاده از رانت هاي دولتي و حكومتي نظير امتياز جايگاههاي سوخت و اخذمجوزهاي خاص براي وارادت و تجارت شراكت در امور اقتصادي و حتي تصاحب زمين با افراد قبيله و فاميل از نقاط درخشان كارنامه نمايندگان بلوچستان مي باشد گويا دولت مبلغ كلاني  در اختيار نمايندگان مجلس هشتم قرار داده است تا در امور فرهنگي به صلاحديد آنان در بخش فعاليت هاي  فرهنگي  و هنري هزينه شود حال اگر خبر صحت دارد نمايندگان محترم اين اعتبار را در اختيار كدام نويسندگان و هنرمندان جهت پيشبرد وكمك به امر فرهنگ و هنر اختصاص داده اند؟

بهرحال مطالبات فرهنگي متعلق به يك قشر خاص نيست فرهنگ و زبان وهويت قومي متعلق به همه آحاد يك قوم مي باشد به جاست كه نمايندگان اين مطالبه عمومي و قومي را  به عنوان امري اولويت دارو حياتي و مهم تلقي نمايند

 درسال گذشته دراخبارمطبوعات آمده بود كه دولت طبق وعده اي كه در ايام انتخابات رياست جمهوري داده بود قصد اجرايي نمودن اصل پانزدهم قانون اساسي را دارد متاسفانه در اين خبر فقط به  تدريس دو زبان كردي و آذري اشاره شده بود نمايندگان استان وظيفه دارند چنانچه اين تبعييض آشكار صورت گيردواكنش لازم را نشان دهند و از حقوق مصرح مردم حوزه خود دفاع نمايند نماينده مردم ايرانشهردر شعارهاي انتخاباتي در دوره هشتم تاكيد ويژه اي در پيگيري مطالبات فرهنگي داشت جا دارد ايشان گزارشي از نتيجه پيگيري هاي خود به مردم ارائه نمايد و اگر به موانعي در راستاي ايفاي اين حقوق بر خورده است به صورت شفاف با موكلين در ميان گذارد  درپايان شعر بلوچي شاعربزرگ بلوچ زنده ياد سيد هاشمي را زمزمه مي كنيم كه در ايام انتخابات بر بنر ستاد يكي از كانديداها(دادرحمن بامري )نقش بسته بود: "بيا پدءَ شتكين تلاراني دلءَدرّان كنين

 گران بهائين دوستي ءُ مهران پدءَ ارزان كنين

همو درارتباط با اهميت زبان چه نيك سروده است:"راجۓ كه به بيت گنگ نه مان ايت نه مان ايت   مان ايت په هداركۓ بزان زندگءَ مردار   

+ نوشته شده در  91/01/19ساعت 14:10  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

صداي پاي طالبانيسم در سياست بلوچستان

سياست ورزي و فعاليت سياسي حق طبيعي هر شهروند ايراني است در جامعه بلوچستان كه بجز انتخاب نماينده مجلس و در سالهاي اخير انتخابات شوراهاي شهر ديگر عرصه هاي سياسي نظير ايجاد تشكل سياسي بر روي شهروندان بلوچ استان بسته شده است از ابتداي انقلاب روحانيون اهلسنت  پاي ديگر سياست ورزي در اين استان محروم بوده اند مردم به دليل محروم بودن ديگر اقشار از تريبون وفعاليت سياسي فعاليت هاي سياسي را حول محور روحانيت انجام داده اند حتي گروه تحصيلكرده زير چترروحانيت فعاليت هاي سياسي خودرا تنظيم كرده اند.

 بدون ترديد  قشر روحاني از احترام ويژه اي در بلوچستان  برخوردار است البته در هر جامعه اي روحانيت ملاحظات عرفي و فرهنگي جامعه خودرا در فعاليت هاي سيايي فرهنگي و حتي مذهبي مورد توجه قرار مي دهند به عبارت بهتر در هر جامعه اي فرهنگ ديني و مذهبي صبغه اي از فرهنگ و عرف همان جامعه را دارد دين اسلام كه  به عنوان آخرين دين نيز بسياري از عناصر فرهنگي قوم عرب را از آغاز تا به امروز دارد چنانچه روحانيت و يا هر قشر ديندار ديگري فارغ از ملاحظات مذكور فقط با الگو برداري از جوامع ديگر وارد عرصه فعاليت هاي سياسي و اجتماعي شود جامعه خودرا دچار خسارت هاي فاجعه بار خواهد كرد تجربه حكومت طالبان درافغانستان درالگوبرداري از اسلام كاملا سياسي و افراطي و متعلق به جامعه اي ديگر پيش چشم ماست كه چگونه فاجعه انساني و جنگ و ويراني آفريد وهمچنين اسلام با آموزه هاي مدارا ومنطق صلح و امنيت را در سطح جهان چهره اي خشن معرفي كرد كاري كه مخالفان فكري اسلام  قرنها از انجام آن عاجز بودند حكومت طالبان و پدر خوانده سياسي اين گروه (القاعده) در طول چند سال حكومت سراسر خشونت و عدم تحمل ديگران انجام داد.

 سياست هر جامعه اي متاثر از واقيعت هاي عيني و زميني نه آسماني همان جامعه است مثال بارزتر اين روش كپي برداري ازمكتب سوسياليتي وكمونيستي دهه هاي گذشته در جهان ومنطقه مي باشد مكتبي كه در انتقاد از جوامع سرمايه داري غرب متعلق به جهان پيشرفته اروپا وآمريكا بود امابرخي از چپ هاي دگم اديش آنرا در جوامع شباني قبيله اي و اندكي كشاورزي افغانستان تجربه نمودند كه حتي يك  كارخانه ازنوع غربي نداشت واين كشورعقب مانده و جهان سومي را چند دهه دچار جنگ و خونريزي نمود گويا اين كشورآزمايشگاه مكتبهاي افراطي و جزم انديش از نوع چپ و راست آن مي باشد.

 سياست به مثابه علم در جوامع امروزي تدبير امورجامعه را بر عهده دارد البته درجوامع عقب مانده جهان سومي سياست پدرسوخته بازي كلك و نيرنگ و فساد مالي  تعبير مي شود   وبه همين خاطر است كه سياسيون از اين قماش جوامع خود را به رشد و توسعه نرساند ه اند نظام هاي استبدادي از ويژگي هاي اين جوامع مي باشد گروه هاي مخالف هم كه  هر چند گاهي وارد گردونه سياسي ميشوند علي رغم شعارهاي جذاب و آزادي خواهانه قبل از انتخاب دچار استبداد سياسي مي شوند وجامعه استبداد زده سياسيون مستبد بازتوليد مي كند سياست درجهان امروزي امري شفاف و زميني تلقي مي شود دين و مذهب امورمقدسي به شمار مي روند كه اغلب مسائل فرا مادي بشر را متكفل مي شوند چنانچه تعبيركساني يا مكتب هاي فكري ديني  كه سياست را از جمله حوزه هاي تحت نفوذ دين مي شمارند قبول داشته باشيم قطعا بايد سياست ازنوع جهان سومي آن نيست كه آميخته با دروغ و دغل باشد اگر دين و متولين دين كه همان روحانيون باشند سياست ازنوع اخير را مجاز شمرده و در آن سهيم شوند هم از بخش مهمتر دين كه همان امور اخروي بشر باشد مغفول واقع مي شود ودير يا زود وجاهت و احترام عالمان دين در حد ساسيون تنزل پيدا مي كند  وبا ديگر آموزه هاي ديني در تضاد آشكار مي باشد.

البته همانگونه كه در ابتداي اين نوشته گفته شد سياست به صورت شفاف با اهداف روشن حق طبيعي هر قشر و طيفي مي باشد در انتخابات اسفند ماه گروهي از روحانيون به صورت غير شفاف وارد عرصه انتخابات شدند كه سياست ورزي از اين نوع در دراز مدت نه به نفع جامعه و نه به سود اين قشر مي باشد نتيجه اين نوع سياست جامعه اي شبيه افغانستان دوره طالبان و ديگر كشورهاي همسايه مي باشد كه به نام اسلام سياسي مساجد و عبادت گاهها نيز از تير كينه و تنفر به نام دين و مذهب در امان نيستند علماي دورانديش بايد مذهبيوني را كه گوشه چشمي به سياست از آن نوع دارند هشدار و انذار دهند كه درسايه چنين سياستي به قول شيخ اجل سعدي "نه كه را منزلتي ماند نه مه را"

ادامه دارد

+ نوشته شده در  91/01/14ساعت 13:47  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

ملا کمال خان هوت اسطوره ی موسیقی بلوچستان

دلگوش: ا‍ے نبشتانك بلوچي زبان ‍‍‍‌‎‏‏‏ءِ نامدارين شاعرءُ ندكار استاد عبدالحميد ايران نژادءَهدامرزي ملا كمال هان  هوتءِياتءُ ازم ءِباروءَ نبشتگءُ مني گورءَ اير بوتگ اۓ نبشتانك قراراَت مرز پرگهرءَ چاپ به بيت كه انگتءَ نه مرز پر گهرءَ نے كه دگه جاهۓ چاپءُ شنگ بوتگ البت من چه وتي گليں استادءَ پهلي لوٹاں كه اۓ نبشتانكءِ دير چاپ بوگءِ سوب من بوتگاں هجري شمسي سال ءِاسفندءِ دومي روچءَ اۓ بلوچي زبان ءِمزنين ازمكارءِ بيراني ءِسالروچ انت

 

ملا کمال خان هوت اسطوره ی موسیقی بلوچستان

در سال یک هزار و سیصد و بیست هجری شمسی در بندر پیشوکان (pisho kan) در منزل هوت مراد که از قبیله هوت – یکی از قبایل قوم بلوچ بود؛ نوزادی پا به عرصه ی وجود نهاد؛ که او را کمال نامیدند.

در ناصیه کمال آثار بزرگی و کمال، هوش و ذکاوت از همان دوران صباوت هویدا بود او از همان دوران کودکی در دامان خانواده ای مذهبی و فرهنگ دوست بالید . کمال به شنیدن داستان های قومی – بلوچی علاقه ای وافر داشت؛ اشعاری را که بزرگان خاندان (مردان و زنان) می شنید مدام زیر لب زمزمه می کرد و گاه مدت ها به حفظ کردن اشعار مشغول بود.

حاجی دادکریم از بستگان کمال خان هوت می گوید: “عمویی داشتیم که او نیز به اشعار و داستان های بلوچی فوق العلده علاقه مند بود . نسخه ای از یک کتاب بزرگ بلوچی داشت که او نیز آن را از گذشتگان به ارث برده بود . اما هرگز این کتاب خطی را در اختیار کسی قرار نمی داد و آن را چون گنجینه ای گران بها محافظت می کرد بدون تردید ملا کمال خان مقداری از اشعار این کتاب را حفظ کرده بود یا از آن یادداشت برداری کرده بود . متاسفانه با درگذشت عمو دیگر خبری از کتاب نشد و اثری از آن به جا نماند و عمو آن را برای همیشه با خود به گور برده بود چون من در زمان درگذشت عمو در محل نبودم و بعدها با وجود کوشش های فراوان اما اثری از آن نیافتم ”.

آقای دوست محمدبلوچ  ازقبيله ملا کمال خان و از اعضای شورای اسلامی سابق شهرستان چا بهار درباره ی شعر حماسی بلوچی و نقش ملا کمال خان در پیش برد آن اینگونه بیان داشت : “ ملا کمال خان در منطقه ای از چاه بهار رشد کرد که مرکز شعر حماسی بلوچی بود. از منطقه وشنام (wash nam) و تيسکوپان (teskowpan) گرفته تا دپ مان دپ (Damedap) ، لاتی دان (Latigdan) و پلانی (paLani) – روستای محل سکونت ملا کمال خان و محل دفن او – در شرق شهر چاه بهار . مردم این منطقه بیشتر از راه دامداری و عده ای بنام مید (Meid) از راه ماهیگیری امرار معاش می کردند . هر گاه بهارگاه (فصل بهار) فرا می رسید مردم این منطقه به شکرانه ی نعمت های الهی به جشن و شادمانی می پرداختند و پهلوانی (خواننده ای ) را دعوت می کردند که از سر شب گرفته تا بامداد آن ها را با اشعار حماسی، عاشقانه، داستان های پیامبران به ویژه رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) ، چهار یار رسول ، دیگر بزرگان دین، قهرمانان و شخصیت محلی مردم را سرگرم می کردند . این مجالس بیشتر رنگ معنوی و روحانی داشت تا لهو و لعب ترنم و ترقص های هوس آلود. از شخصیت های معروف حماسی این منطقه قبل از کمال خان می توانیم از از شخصی به نام دادل جَتّ (DadaLe Gatt) نام ببریم که متاسفانه هیچ گونه اثری از وی به جا نمانده است .

در مصاحبه ای کوتاه که دو سال پیش (1386) با ملا کمال خان هوت در ایرانشهر داشتیم ؛ او درباره ی علاقه مندی اش به شعر ، موسیقی و زبان بلوچی چنین بیان داشت که من از کودکی اشتیاق فراوانی به اشعار و موسیقی بلوچی داشتیم و در محافل شادمانی به اجرای موسیقی می پرداختم . یادگیری فرهنگ شفاهی بلوچی از قبیل؛ داستانهای حماسی ، داستانهای عاشقانه و داستانهای دینی و مذهبی برایم بسیار جالب و گیرا بود. وفاداری به عهد و پیمان قهرمانان داستانها، روحم را شاد می کرد. به پیمان شکنی و خلاف میثاق روحم را می آزرد ؛ زیرا تا بوده “ بلوچ و قولش بسیار با اهمیت بوده است ”. پیمان شکنی در نزد بلوچ گناهی نابخشودنی بوده است . ملا کمال خان اذعان کرد که در نزد هیچ کس به طور مستقیم شاگردی نکرده است. ولی مگر می شود شخصیتی با آن همه عظمت از کسی متاثر نباشد ؟

ملا کمال خان از محدود کسانی است که از استادان خود بسیار فراتر رفته است و نام و آوازه ی او آفاق را در نوردیده است .

موسیقی مقامی بلوچستان که سراسر کوها ، دشت ها را پیموده و همراه با بلوچ ها تا دورترین افق ها رفته است . در بعضی از کشورهای آفریقایی ، کشورهای حاشیه ی خلیج پارس ،مسقط و عمان، منطقه ی ماری هند (مرو قدیم) در کشور ترکمنستان و بعضی از ایالت های هند ، سند و پنجاب؛ موسیقی بلوچی بیگانه نیست.

موسیقی بلوچی همواره وامدار (مدیون) شخصیت های برجسته ای چون ملا موسی، پهلوان عبدالرحیم، ملا کمال خان هوت، ملا جان محمد، قادر بخش، شهدادشکر، لال بخش پیک و ....می باشد.

همراه با این آوازهای جادویی و آسمانی ، پنجه ی طلایی استاد رسول بخش زنگشاهی – استاد مسلّم سرود (قیچک) استاد علی معروف به علی سرودی و صدها نوازنده ی گمنام بلوچ است .

اهمیت کار ملا کمال خان و خلاقیت او در موسیقی :

بزرگترین موسیقیدانان ایران و جهان وقتی که خوانندگان و نوازندگان بلوچ را در حال اجرا می بینند دچار بهت و شگفت زدگی می شوند که چگونه موسیقیدانان بلوچ بدون نت و رهبر ارکستر برنامه اجرا می کنند؟

در این گونه موارد آن چه که این گروه های موسیقی ره به سمت جلو هدایت می کند که بدون کوچک ترین اشتباه و خارج شدن از نت به کار خود ادامه می دهند ؛ هماهنگی ذهن خواننده و پنجه های نوازندگان است که به طور بسیار شگفت انگیزی با هم همراهی می کنند . استاد محمد رضا شجریان در مراسم گرامیداشت ، ملا کمال خان هوت در تهران او را از بزرگ ترین استادان مقامی ایران دانست . اکنون که ملا کمال خان در میان ما نیست . عرصه موسیقی  مقامی خالی است و خطر انقراض آن را تهدید می کند . روش کار این پهلوانان سنتی به این شکل است که مقدمه ای با موسیقی نواخته می شود . که از همان آغاز نوع موسیقی را مشخص می کند که موسیقی شاد یا غم انگیز است . بعد از نواختن مقدمه پهلوان که همان وخواننده است شعر را شروع می کند . در آغاز درباره ی حمد باری تعالی ، اشعاری می خواند و بعد از آن در لغت رسول گرامی (ص) اشعاری خوانده می شود . ستایش چهار یار رسول و دیگر بزرگان دین به دنبال می آید . این اشعار طولانی که بی شباهت به قصاید فارسی نیست . البته با قصاید فرق عمده دارد و آن قافیه است که تا پایان باید روال قافیه حفظ شود؛ در صورتی که در شعر بلوچی بعد از سرودن چند بیت قافیه عوض می شود . و آزادی عمل بیشتری از نظر قافیه وجود دارد . در واقع شعر طولانی بلوچی حد فاصل بین قصیده و مثنوی فارسی است . شعر بعد از مقدمه وارد متن می شود . در این وسط پهلوانان اوج و فرود هایی را در شعر و موسیقی هر دو به وجود می آورد . تا تاثیر شعر و موسیقی را شنوندگان بیشتر کند . در وسط شعر برای توجه بیشتر شنوندگان اشعاری در هجران معشوق یا دوست به صورت زهیروک(Zahirowk) یا زهیرگ (zahirig) می آورد یا غزلی از شاعران فارسی زبان که آن را به شیوه ی زبان بلوچی می خواند که بر زیبایی و گیرایی شعر می افزاید و بعد از نفس تازه كردن شعر به روال عادی باز می گردد و تا پایان ادامه دارد.

با این حساب شعر بلوچی شبیه یک داستان کوتاه است . که دارای مقدمه، متن ، اوج گره گشایی و فرود است .

صداقت بیان و گرمی کلام گاهی چنان در خواننده اثر می گذارد که سنگدل ترین افراد را به گریه وا می دارد و یا كسی را که سالهای سال ، موطن خویش دور افتاده چنان با اشتیاق به سمت خانه و کاشانه می کشاند . که می توتند یادآور بعضی از ماجراهای شعر فارسی باشد . از جمله داستان نصربن احمد سامانی و رفتن او از بخارا را به سمرقند و دیگر نواحی خراسان بزرگ آن زمان و دست به دامان شدن بزرگان به نزد ابو عبدالله رودکی . رودکی آن قصیده ی معروف بوی جوی مولیان ” را سرود که نصربن احمد سامانی بدون موزه ونعلين  پا در رکاب خنگ نوبتی می نهاد و برای بقیه ی ماجرا به کتاب چهار مقاله ی نظامی عروضی سمرقند مراجعه کنید . در شعر معروف باگین بشکرد (Bagin Bashkard) که سراینده ی آن ملا ابراهیم حسن راسکی است به درخواست همسر سردار سید هان (سعید خان) سروده است . و اگر آن را با شعر رودکی مقایسه کنیم چه از لحاظ محتوایی و چه از لحاظ زیبایی های شاعرانه بسیار زیباتر و با ارزش تر است .

ملا کمال خان با سفر هایی که به مناطق مختلف کرد . به این واقعیت پی برد ، که حامل میراث گران بهای زبان، فرهنگ و ادبیات بلوچی است .. سنگینی این بار را بیشتر بر دوش خود حس می کرد و به دنبال جانشینی قابل برای انتقال این میراث بود . متاسفانه هیچ کدام از فرزندان او در پذیرش و پاسداشت این میراث نه تنها علاقه ای نشان نداند بلکه بیشتر به دنبال این بودند که او از خواندن و سرایش شعر منع کنند . یکی از فرزندان او با سطحی نگری و قشری گرایی بارها پدر را آزرد و دل دوستداران ملا کمال خان را شکست . اکنون که پدر در میان ما نیست بر این فرزند فرض است که جبران مافات کند . حداقل دیوان اشعار او را به چاپ برساند. نوارهای موسیقی و ویدیوهای او را جمع آوری کرده و به شکل آبرومندانه در اختیار مردم ایران و جهان قرار دهد. پس مجموعه ی آثار ملا کمال خان را بشرح ذیل می آوریم :

1- دیوان اشعار : که شامل نزدیک به پنجاه سروده ی طولانی است که متاسفانه تاکنون به چاپ نرسیده است البته کمال خان در محافل و مجالس اشعار خود را نیز خوانده است .

2- نوارهای موسیقی : نزدیک به نیم قرن است که کمال خان خوانندگی را آغاز کرده است ولی شاید اجراهای اولیه او در دست نباشد اما بیشتر آن ها به صورت کاست در دست است که باید بازنگری و تکثیر شود . تکراری ها حذف و بهترین ها دوباره نشر شود .

3- برنامه ها و اجراهایی که ایشان در صدا و سیما و جشنواره داشته است باید در اختیار مردم قرار داده شود .

4- نوارهایی که ایشان به صورت دکلمه اجرا کرده است که آقای دکتر عظیم شه بخش ، استاد و محقق بزرگ، به همراهی و همکاری محمد فاروق هوت تهیه کرده اند باید ویرایش و بازنگری و در اختیار مردم قرار داده شود .

نویسنده :عبدالحمید ایران نژاد

 

+ نوشته شده در  90/12/08ساعت 11:39  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

دانشگاه بين المللي چابهارو سرگرداني سرمايه هاي ملي

درمنطقه آزاد چابهار از ابتداي تاسيس در دهه هفتاد  همواره بي تدبيري ها وسو مديريت مديران شهرستاني اين مجموعه اقتصادي عوارض و هزينه هاي سنگيني را بر مردم همجوار منطقه  تحميل كرده است حاشيه نشيني شكاف طبقاتي فقير و غني استخدام بي رويه نيروي كار غير بومي- با آمدن هر مديري اتوبوسي از نيرو نزديك به مديران جديد منطقه سرازير شده- پرداخت مليوني حقوق و مزاياي اين مديران و حتي مسولين سازمان به ميراث فرهنگي منطقه رحم نكرده قلعه تاريخي پرتغالي ها وتپه باستاني همين اثر رابه بهانه جذب گردشگر به صورت غير كارشناسي تغيير هويت داده ودر يك اثر منحصر بفرد تاريخي آبشار و فضاي سبز احداث نمود ه اندبه جرات ميتوان گفت كه هيچكدام از اهداف ترسيم شده براي اين مجموعه اقتصادي وتجاري تاكنون محقق نشده اند مديران منطقه بايد پاسخ دهندچرا از بدو تاسيس تاكنون حتي يك مليون دلار سرمايه خارجي در منطقه جذب نشده است هيچ سرمايه گذار واقعي داخلي رغبتي براي سرمايه گذاري نداشته ودر اين سه دهه آنچه بوده اقتصاد چتربازي و واردات بي رويه كالا هاي بي كيفيت و غير استاندارد چيني بوده است كاش سازمانهاي نظارتي انجام وظيفه نموده و از اين حيات خلوت مديران بي تدبير و دور از مركز حساب كشي و تحقيق و تفحص مي كردند تا دور شدن از اهداف و چشم اندازهاي اين بنياد اقتصادي را به عينه مشاهده مي نمودند .

نمايندگان مردم استان  متاسفانه وجهه نظارتي خود را به كلي فراموش كرده حتي يكبار در نطق هاي پارلماني خود خبط و خطاهاي مديران منطقه را رصد نمي كننداين سكوت معنا دار شائبه هاي فرواني در جامعه ايجاد مي كند پرداختن به سومديريت هاي مديران منطقه مجال بيشتري مي طلبدو از حوصله اين مختصر خارج است در اين ياداشت كوتاه به تعطيلي دانشگاه آزاد و سرگرداني صدها دانشجوي مشغول به تحصيل اين مركز مي پردازيم .

در سالهاي گذشته مديران در بوق كرناي تبليغات دميدند كه دانشگاهي بين المللي در منطقه تاسيس مي كنند كه شعبه اي از فلان دانشگاه معروف كشور غربي بوده واين دانشگاه از چنان كيفيت و استانداردي برخوردار خواهدبود كه در كوتاه مدت تمامي دانشگاههاي ملي را پشت سر خواهد گذاشت وقطب علم ودانش كشور خواهد شد در ابتداي كار فرزندان خانوادهاي متمول ومديران شهرستاني از پس شهريه هاي ميليوني بر آمدند و به آن اقبال نشان دادند از آغاز بكار اين دانشگاه هدفي جز اقتصاد و ايجاد در آمد براي دانشگاه بين المللي تعريف نشده است و گرنه در طول دوران فعاليت چند ساله اين دانشگاه چند نفر از اساتيد خارجي در اين مركز مشغول تدريس بوده اند  بر پاي كدام مدرك تحصيلي اين دانشگاه مهر يك دانشگاه معتبر خارجي خورده است اگر همه زواياي تاسيس دانشگاه شكافته شود حاشيه هاي فرواني از آن درز خواهد كرد البته برخي از اين حواشي و رازهاي آن در سالهاي گذشته از پرده برون افتاد اما بدليل عدم پيگيري ونه پرداختن مطبوعات استان ابعاد پيدا وپنهان آن براي افكار عمومي آشكار نشدتحصيل مرد متفكر دولت اسفنديار رحيم مشايي تدريس سوال برا نگيز وزير بركنار شده راه وترابري واستاد راهنماي مدرك دكتري رييس دولت پذيرفته شدن برخي از مديران فاقد مدرك معتبر دانشگاهي دوره كارشناسي در مقطع كارشناسي ارشد از جمله موارد ريزو  درشت در ارتباط با دانشگاه بين المللي هستند كه تاكنون مسولين منطقه ودانشگاه پاسخ قانع كننده اي به افكار عمومي نداده اند اما آنچه بيش از پيش مايه حيرت و تعجب مي شود تصميم بر تعطيلي اين مركزمي باشد   .

سرنوشت دانشگاه بين المللي بي شباهت به داستان شركت سرمايه گذاري استان مستقر در منطقه آزاد نيست كه مليونها ريال از سرمايه مردم مظلوم استان تا امروز توسط عده اي حيف وميل شد حداقل با سرمايه هاي ملي وانساني (دانشجويان)همانند سرمايه هاي مادي برخورد نكنند مسئولين و متوليان اين مركز تعطيل شده بايد پاسخگوي سئوالات بي شماري از افكار عمومي و دانشجويان ذينفع باشند متاسفانه تاكنون سكوت اختيار نموده  واز هرگونه پاسخ ابا مي ورزند از مدير عامل جديد منطقه كه البته اين اتفاقات قبل از مديريت ايشان اتفاق افتاده است انتظار مي رود اطلاع رساني شفافي در اين خصوص به افكار عمومي ارايه واجازه ندهد بيش از اين از اعتبار منطقه كاسته شود موارد ذيل از جمله شبهاتي هستند كه پاسخ شفافي از جانب مسئولين منطقه آزاد مي طلبند:

 1-اين مركز آموزشي صرفا با هدف كسب درآمد بدون اهداف علمي و آموزشي تاسيس شده است وگرنه با يك مركز علمي آموزشي  با روش هزينه فايده برخورد نمي كنند

2- در تمام حهان بنيادهاي اقتصادي راسا اقدام به تاسيس دانشگاه نمي كنند بلكه از مراكز دانشگاهي حمايت وپشتيباني مالي مي كنند منطقه آزاد جبل علي در كشور همجوار امارات متحده عربي هيچگاه در صدد تاسيس دانشگاه بر نيامده است ويكي از موفقترين مناطق آزاد جهان مي باشد

3-ظاهرا دانشگاه بين المللي طي مزايده اي به دانشگاه آزاد واحد چابهار واگذار شده است چگونه مركزي با عنوان بين المللي به واحدي غير مهم كه حتي فاقد ساختمان اداري ملكي مي باشدواگذار مي شود

4-با آغاز ترم جديد وگذشت نزديك به دو ماه از آن نه دانشگاه بين المللي و نه دانشگاه آزاد هيچگونه اقدامي براي تشكيل كلاس ها نكرده اند آيا سزوار است صدها دانشجوي جوان واز سرمايه هاي ملي حيران وسرگردان دچار انواع آسيب هاي مادي روحي و رواني قرار گيرند

5-آيا تاكنون مدارك صادر شده از اين دانشگاه منحل شده همانگونه كه مسئولين آن وانمود كرده اند مورد تاييد و گواهي دانشگاه هاي خارجي نظير ساندر لند ولندن بوده است؟

6-در مركز مذكور صدها دانشجو اعم از بومي وغير بومي كه درسالهاي اخير از طريق آزمون سراسري پذيرفته شده اند مشغول به تحصيل مي باشند بويژه بر دانشجويان بومي كه به نسبت دانشجويان غير بومي از تمكن مالي كمتري برخوردارند به دليل اهميت يافتن  تحصيلات عالي در جامعه مردم بلوچ علي رغم تمامي مشكلات عزم فراگيري دانش نمود ه اند ظلم مضاعفي خواهدبود در سالهاي گذشته برخي مسولين غير بومي روحانيون اهلسنت را متهم مي كردند كه مانع تحصيل جوانان بومي در مراكز دانشگاهي مي شوند حال كه مشكلات فرهنگي ومانع تحصيل در اين منطقه مرتفع شده مسولين اين شوق وعزم جوانان را به ياس وسرخوردگي تبديل نكنند

7-رئيس وقت دانشگاه حقوق ومزاياي هنگفتي از دانشگاه بين المللي دريافت نموده و  علاوه بر دريافت مليوني از دانشگاه از صندوق رفاه نيروهاي شاغل در منطقه مبلغ كلاني ماهيانه به وي پرداخت شده است  

توضیح : این نوشته در پایان آبان ماه سال جاری نوشته شده است.

+ نوشته شده در  90/11/26ساعت 20:20  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

زمزمه تعطيلي دانشگاهي ديگر در چابهار

پس از تعطيلي و سرگرداني دانشجويان دانشگاه چابهار اين بار زمزمه تعطيلي دانشگاه ديگري در چابهار شنيده مي شود اجرا پروژه هاي اقتصادي فرهنگي و عمراني را مسئولين استاني ما آنقدر بزرگ و دهان پركن تبليغ ميكنند كه افكار عمومي باور نمايد كه در منطقه تحول عظيمي اتفاق مي افتد چند روز پيش يكي از مسئولين خبر از ايجاد بزرگترين پست قرنطينه  دامي خاورميانه در چابهار داده بود  ديگر مردم وافكار عمومي گوششان از تبليغات و عده هاي بزرگ مئسولين پر شده است البته بماند كه در همين پروژه رد پاي چه دانه درشت هايي كه ديده نمي شود!؟ دانشگاه بين المللي چابهار در سالهاي گذشته با تبليغات وسيع در داخل  وخارج

افتتاح و آغاز بكار كرد ودانشجويان بسياري را البته از داخل !!جذب نمود اما متاسفانه با فارغ التحصيل شدن كمتر از يك دوره احتمالا به دليل عنوان پر طمطراقش توسط حسودان چشم!!! و تعطيل شد پس از اين دانشگاه بين المللي دانشگاه ديگري با همين عنوان با پسوند پزشكي ايجاد شد كه مي خواست گوي سبقت از رقبا نه تنها در سطح خاورميانه بلكه در سطح بين المللي بربايد اين مركز بزرگ و علمي نيز مورد حسد حاسدان قرار گرفته و زمزمه تعطيلي آن شنيده مي شود البته تعطيلي اين دانشگاه بين المللي به سادگي دانشگاه بين المللي مستقر ومنسوب به منطقه آزاد نخواهدبود زيرا مسئوليت اين دانشگاه با مديري دلسوز بومي و باسابقه از استان جناب دكتر معين مي باشد كه انصافا در ايجاد واحداث مراكز پزشكي در سيستان و بلوچستان يد طولاني دارد  همانند مديران دانشگاه بين المللي نه چشم به حقوق و مزاياي مليوني آن دوخته و نه مديري پروازي مي باشد بلكه  شخصيتي علمي ودانشگاهي درد آشنا و از جنس بلوچ و سيستاني مي باشدكه خودرا وقف  خدمت  به مردمش نموده است بر نمايندگان مجلس ونمايندگان مردم در شوراهاي اسلامي است كه نگذارند اين مركز نوپاي دانشگاهي به سرنوشت مركز قبلي دچار شود ودر اين زمينه با مدير وباني اين مركز همكاري نمايند البته تعطيلي اين مراكزدغدغه نمايندگان بلوچستان  نيست و آنها اولويت هاي مهم ديگري دارند!!!  
+ نوشته شده در  90/11/16ساعت 19:24  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

بيكاري گسترده در بلوچستان

بيكاري فزاينده در كشورنه توسط مسئولين قابل كتمان است ونه افكار عمومي به آمارهاي رسمي اعتمادي دارد در استان محروم وعقب مانده سيستان و بلوچستان همانند ديگر شاخص هاي توسعه در زمينه كار وشغل نيز بدترين وضيعت را داريم استاني   كه هيچگونه سرمايه گذاري چشمگيري توسط بخش خصوصي و دولتي صورت نگرفته تنها كارخانه دولتي پيش از انقلاب  (بافت بلوچ) ورشكست ونيمه تعطيل شده است منطقه آزادبزرگترين بنياد اقتصادي وتجاري باعث هيچگونه تحول شگرفي در زمينه رشد سرمايه گذاري داخلي و خارجي نشده است  فقط عنوان بزرگي را يدك مي كشد وبه تبع عدم موفقيت در جذب سرمايه منجر به ايجاد كار و شغل و رونق اقتصادي نمي شود.

 برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/12ساعت 20:50  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

لزوم تدريس زبانهاي محلي در دانشگاه

لزوم تدريس زبانهاي محلي در دانشگاه

بعد از سالها گفت وگو وپيگيري وزارت علوم گامهايي براي آموزش زبانهاي محلي در دانشگاههاي كشور برداشت وآغاز اين اقدام تصويب دو واحد از زبانهاي تركي و كردي البته به صورت اختياري است بايد در نظر داشت كه ايران كشوري متشكل از اقوام گوناگون است و اقدام جديد شوراي عالي فرهنگي در تصويب آموزش زبان هاي تركي وكردي را مي توان آغاز پذيرش زبانهاي محلي در دانشگاههاي كشور تلقي كرد واجراي اصلي به جاي مانده از قانون اساسي كه بصورت شفاف بر روي آن تاكيد شده است .

قانون اساسي كشور ما در اصل پانزده صراحت دارد كه(زبان وخط رسمي ومشترك مردم ايران فارسي است اسناد ومكاتبات، متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان وخط باشد ولي استفاده از زبانهاي محلي وقومي در مطبوعات ورسانه هاي گروهي وتدريس آنها درمدارس در كنار زبان فارسي آزاد است. )

اگر چه درمجلس ورسانه هاي جمعي پيگيري زيادي در مورد اجراي اين عصر به عمل آمده است. اما به طور عملي علي رغم صراحت قانوني دانشگاههاي كشور توفيقي در توسعه آموزش اين زبانها نداشته اند. بي توجهي به آموزش زبانهاي محلي دراستانهاي مختلف موجب گرديده تعدادي از دانشجويان كرد و ترك زبان براي ادامه تحصيل به كشورهاي تركيه و حتي عراق سفر نمايند.

شك نيست با وضيعت كنوني دهكده جهاني توجه آنچناني به زبانهاي محلي مقدور نيست وعلي رغم همه راز ورمزها وظرافت هاي زبانهاي محلي وسنت ها وفرهنگ چند هزارساله ميراث قوميت هاي محلي محسوب مي شود گويش هاي محلي محكوم به حاشيه نشيني شده اند. با افزايش تعداد افراد تحصيل كرده وشهر نشين ، زبان رسمي رواج بيشتري پيداكرده وزبانهاي محلي جاي خودرا به زبان رسمي واگذارمي كنند. تحقيقات علمي انجام گرفته دربين خانواده هاي ايراني نشان مي دهد آموزش زبان فارسي بعنوان زبان اول دربين قوميت هاي مختلف درحال افزايش است كه خود مي تواند شاهدي درروندروبه كاهش زبانهاي محلي باشد. درمقايسه نسل هاي گذشته و فعلي كاهش كاربرد زبانهاي محلي به خوبي خودرا نشان مي دهد  . مصوبه شوراي انقلاب فرهنگي مبني برآموزش دو واحد اختياري آموزش زبان كردي وتركي اگرچه مي تواند تاثير مطلوبي در حفظ و نگهداري زبانهاي محلي داشته باشد ولي از آنجا كه فقط اين دو زبان مورد توجه قرارگرفته ، مسلماٌ اقوام ديگر ايراني از اين اقدام نوعي تبيعض را ممكن است احساس كنند. لذا قراردادن ساير زبانها درفهرست انتظار وحمايت از آنها نوعي وابستگي ودلبستگي بين اقوام گوناگون ايجاد خواهد نمود.

بدون شك وارد شدن به مسئله زبانهاي قومي ومحلي نياز به رعايت تعادل دارد و بايد به دور از مسائل سياسي وديدگاه هاي افراطي اين امر مورد بررسي و تامل قرارگيرد.

آنچه به عنوان كلام آخر و خلاصه مطلب لازم است بر آن تاكيد نمايم اين است كه اجراي اصل 15 قانون اساسي نه تنها كوچكترين لطمه اي به وحدت و همبستگي اقوام ايراني نخواهد زد بلكه تدريس آن در دانشگاههاي استانهاي مختلف مي تواند جاذبه بسيار قوي براي حضور دانشجويان خارجي نيز در دانشگاهاي كشور ما ايجاد نمايد. كساني كه در عصر اينترنت و دهكده جهاني از تدريس يا تحصيل يك زبان محلي واهمه دارند بدون ترديد مقتضيات زمان را درك نكرده ودر خراب آباد تفكرات قرون وسطايي خود بيتونه كرده اند.

فريدون صمدي زاده برگرفته از هفته نامه مرز پرگهر شماره 366ديماه1390   

+ نوشته شده در  90/11/11ساعت 20:53  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

آتش سومديريت بر جان دانش آموزان نخبه چابهاري

چهار دانش آموز نخبه دبيرستان دانشگاه چابهار در حادثه آتش سوزي خوابگاه شبانه روزي دانشگاه جان باختند در سال گذشته نيز دو دانش آموز ديگر يكي در حادثه اي مشابه و ديگري در اثر تنبيه بدني جان خود را از دست دادند در آتش سوزي اخير آموزش و پرورش از خود سلب مسوليت مي كند و مسولين دانشگاه تاكنون سكوت اختيار كرده اند اتفاقا در روز حادثه نگارنده عازم تهران بودم وساعت هفت صبح در دفتر هواپيمايي هما آژير آمبولانسي توجهم را جلب كرد بلافاصله رسانه پيامك همچون هميشه خبر آتش سوزي دبيرستان دانشگاه را مخابره كرد دونفر از دانش آموزان جان باخته بودند سه نفر باقيمانده با آمبولانس زميني به مركز استان اعزام شده بودندطبق اظهارات سومين جان باخته آتش سوزي پس از نماز صبح حدود ساعت شش صبح رخ داده است حال چگونه دهها پرسنل حفاظتي وسرپرست خوابگاه از نجات جان دانش آموزان بر نيامده اند ويا سيم كشي خوابگاهاي نوساز چرا منجر به آتش سوزي مي شود اين حادثه ناگوار در هر استاني ديگري رخ مي داد در سطح ملي ومحلي به صورت جدي مورد پيگيري قرار مي گرفت متاسفانه  محروميت درهمه ابعاد زندگي شهروندان اين استان محروم قابل مشاهده است بويژه در بخش بلوچستان آن آشكارتر مي باشد نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي نيز مهر سكوت بر لب زده اند فقط نماينده مردم سروان دكتر جمشيد زهي از همكاران مجلسي خود گله كرد كه ظاهرا جان فرزندان اين ديار از بقيه سياهتراست وارزش پيگيري وسوال از وزير ومسولان بي  تدبير محلي ندارد دانشگاه دريا نوردي دردر دوره دولت اصلاحات از يك دانشكده كه بيشتر به تفرجگاه ومهمانسرايي براي مديران وقت دانشگاه سيستان وبلوچستان تبديل شده بود به صورت دانشگاهي مستقل درآمد اولين مدير اين مركز دكتر بخشي انصافا زحمات فرواني براي استقلال آن متحمل شد وسياست متعادلي در جذب نيرو در پيش گرفته بود وجانب عدالت را رعايت ميكرد متاسفانه مديران پس از ايشان اين مركز نو بنياد را همانند خوان يغمايي پنداشتنداگر به استخدامي هاي پس از استقلال اين مركز توجه شود سهم مردم اين منطقه وشهرستان به خوبي مشخص مي شوددكتر محمود زند مقدم مولف كتاب حكايت بلوچ كه از بنيانگذاران اين دانشگاه قبل از انقلاب بوده است در بازديدي كه از اين دانشگاه داشته اشك از چشمانش جاري مي شود زيراكليه تجهيزات وآزمايشگاههاي مدرن اين مركز كه از كشور انگليس تهيه شده بود از اين مركز به ديگر مراكز  منتقل مي شود دانشگاه مذكور در گذشته از دانشگاه معروف علوم دريايي سوتمتون انگلستان الگو برداري مي شود مديريت نادرست اين مركز منجر به بروز حوادث دلخراش مي شود وگرنه چنانچه تحصيلكردگان بومي بلوچ در مديريت مراكز دانشگاهي نقش ومشاركت داشته باشند با دلسوزي واحساس مسوليت بيشتري كار مي كنند پس از اين مركز دانشكده تربيت دبير ايرانشهر با تلاشهاي شبانه روزي دكتر عظيم شه بخش به دانشگاهي مستقل تبديل شد اما پس از استقلال مديري غير بومي از بستگان وزير وقت از ديار كرمان بر كرسي رياست تكيه زد رييس مذكور در ماههاي گذشته نيروههاي خدماتي مركز را نيز غير بومي استخدام كرده بودكه باعث اعتراض وانتقاد نماينده مردم در مطبوعات شده بود لازم است كارنامه  دانشگاه علوم دريايي و دريانوردي مورد تحقيق وتفحص قرار گيرد به خصوص در ارتباط به استخدام بي رويه نيروي كار غير بومي و انتخاب پيمانكاران غير بومي نمايندگان بلوچستان بدون مسامحه ومحافظه كاري عملكرد چندين ساله مديران غير بومي واجحاف آنان در حق مردم را مطالبه نمايند.   

+ نوشته شده در  90/11/08ساعت 14:33  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

سخني با دكتر شهرياري

اخيرا دكتر شهرياري نماينده مردم زاهدان ديداري با گروهي از تحصيلكردگان وفعالين سياسي اجتماعي وفرهنگي بلوچ در مركز استان داشته است اين نوع تعاملات و گفتگوها را بايد به فال نيك گرفت هرچند بسياري از فعالين اينگونه نشست هارا در راستاي   جذب آرا درفصل انتخابات ارزيابي مي كنند وهيچ تغيير گرايشي بر آن مترتب نمي دانند

 اما بدون ترديد راه توسعه و ترقي هر جامعه اي از كانال ديالوگ وگفتگوو تفاهم وتساهل ومداراي سياسي مي گذرد خشونت چه از جانب گروه حاكم وچه گروه محكوم ره به جايي نمي برد وجامعه دچار خشونت از هر نوعش روي رفاه و آسايش نخواهدديد در اين ديدار دوستانه قطعا گفتني ها از هر دو جانب گفته شده اما آنچه مهم است جسارت پذيرفتن سياست هاي اشتباه وآزموده گذشته است وتغيير نگرشهاست كه گفتگوها را ثمر بخش وامور را اصلاح مي كند

 متاسفانه اين نگاه در نخبگان ومديران سيستان وجود ندارد واگركارنامه مديريت آنها بررسي شود براي اكثريت جميعت استان آنچه بوده تنگنا و فشار وناديده گرفتن حقوق شهروندي طرف مقابل بوده است و هيچگاه اين قدرتمندان علاوه بر مسولييت قانوني وشرعي حق همسايگي نيز بجا نياورده اند بسياري از مردم بلوچستان مديران شهرستاني را بر همسايگان هم خون وريشه خود ترجيح مي دهند كه تدوام اين سياست غلط جفاي بزرگي هم بر مردم بلوچ وهم بر همسايگان سيستاني آنها مي باشد وبه تدريج علقه هاي فرهنگي تاريخي وسياسي بين آنها را سست نموده و از هم مي گسلدگناه اين گسست و تفرق بر مديران وسياسيوني است كه فارغ از ملاحظات وبه جاي آوردن حقوق ديگران بر توسن سركش سياست وقدرت سوارند وچهار نعل مي تازند وچشم بر واقيعت هاي سياسي اجتماعي بسته اند

ريشه  بسياري ازمشكلات استان وتداوم محروميت منطقه حاصل همين تبيعض هايي است كه بر همديگر روا مي داريم جناب دكتر شهرياري وهم تباران وي همچون دكتر نورا و دكتر دهمرده به همان ميزان كه در مقابل مردم سيستان واستيفاي حقوق مردم آن سامان مسئول هستند براي رعايت حقوق شهروندان بلوچ ورشد وتوسعه بخش بلوچستان استان مسئوليت دارند و گرنه چشم اندازتوسعه آينده استان سرابي بيش نيست وسياست هاي گذشته محكوم به شكست است در پايان اين نوشته از نبش قبر سياست هاي غلط گذشته صرف نظر نموده وبراي گفتگو وتفاهم بهتر چند پيشنهاد به جناب دكتر شهرياري و دكتر نوراوديگر هم ولايتي ها اين دو نخبه سياسي وعلمي آنان ارايه مي دهم نخبگان جامعه و وبراي بهروزي وتوسعه جامعه بايد تصميمهاي مدبرانه و جسورانه در شرايط سخت و بحراني بگيرند وبه خاطر همين جرات و جسارت ها در تاريخ نام نيك بر جاي مي گذارند

1-در تاييد صلاحيت كانديداهاي انتخابات پيش رو هيات هاي نظارت و اجرايي سخت گيري هاي بي سابقه اي رامورد اجراگذاشته اند به طوري كه در اكثر حوزه هاي بلوچستان تعداد اندكي از كانديداهاي گمنام تاييد صلاحيت شده اند كه بدون ترديد وضيعت كنوني تاييد صلاحيت ها رقابت را بي معني مي كند نمايندگان ارشد زاهدان وزابل بايد بپذيرند كه راهيابي نمايندگان ضعيف و ناكارامددر بلوچستان هيچگونه كمكي به رشد و توسعه استان نمي كند همچنان كه در گذشته نكرده است بنابرين اين دو شخصيت علنا به ادامه تنگناها معترض شده ورايزني هاي موثري را در مركز و استان آغاز كنند قطعا پا درمياني اين دو چهره موثر و مفيد خواهد بود هرچند مي دانيم تاييد صلاحيت جناب دكتر نورا به دليل نقدهاي جسورانه به دولت با مشكل مواجه شده است

2- به نيكي مي دانيم كه تناسب تصدي پست هاي مديريتي در شهرستانها و به ويژه در مركز استان عادلانه نيست براي رفع اين مشكل جهت نشان دادن حسن نيت اين دونماينده موثر پيشقدم شده و تناسبي عادلانه بر حسب جميعت و شهرستان برقرار نمايند ويا در شهرستانهاي سيستان در بكارگيري نيروهاي بلوچ واهلسنت سيستان جديت بيشتري نشان دهند

3- برخي از افراطيون بر طبل خشونت هاي سياسي مي كوبند و چنان عنان از كف داده اند كه براي نخبگان سياسي فرهنگي و مذهبي جامعه بلوچ انواع اتهام هاي اثبات نشده در هيچ محكمه صالحه اي نثار ميكنند شايسته است اين بزرگان در ابتدا اين نا بالغان سياسي را نصيحت و عوارض اين طرز تفكر افراطي را گوشزد نمايند خشونت نظري و نهادينه كردن آن انواع خشونت هاي خانمانسوز را مي زايد كه نشانه جوامع عقب مانده و فاقد منطق گفتگو مي باشد

4-انجمني تحت عنوان تفاهم ويا هر عنوان ديگري در استان به منظور همدلي در توسعه همه جانبه استان تشكيل شود كه اعضاي آن متشكل از فعالين سياسي اجتماعي فرهنگي علمي و مذهبي استان باشند وبه ويژه اين جمع مقدمات تشكيل مجمع نمايندگان دوره آينده مجلس را فراهم آوردبدون ترديد مناطقي از كشور از دور باطل فقر و محروميت خارج مي شوند كه در مركز كشور ودر پارلمان لابي هاي قوي داشته باشند به عنوان مثال استان تقريبا مشابه و همجوار كرمان با نمايندگان قوي همانند حسين مرعشي و محمد رضا باهنر از از جرگه استانهاي محروم خارج و بروي ريل توسعه و برخورداري افتاده است ويا در استان هاي آذري نشين هم نمايدگان لايق توسعه ورفاه را به مردم آن سامان هديه نموده اند نزاع ودرگيري و به رسميت نشناختن همديگر انرژي هاي مثبت دو طرف را خنثي و بيهوده به هدر مي دهد. 

+ نوشته شده در  90/11/08ساعت 14:22  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

تداوم تبعیض در رسانه ملی

 تداوم تبعیض در رسانه ملی صدا وسیما به عنوان رسانه ملی می بایست در خدمت توسعه و شکوفایی فرهنگ ملی واسلامی همه ایرانیان باشد و فرهنگ ملی ایران تشکیل شده از فرهنگ اقوام اصیل ایرانی  اما رسانه ملی در استان هایی که اقوام و مذاهب متعدد ساکن اند تبدیل شده به رسانه میلی و هر کدام از مدیران وتصمیم گیران آن به سلیقه و میل خود بدون در نظر گرفتن منافع ملی عمل می کنند.صداو سیما هیچگاه با فرهنگ و زبان قوم بلوچ سر سازگاری نداشته و علاوه بر اینکه به فرهنگ غنی  واصیل ایرانی این قوم آریایی نپرداخته همواره چهره ای مخدوش و منفی از قوم بلوچ ارائه داده است چند سالی است که این نامهربانی به اوج خود رسیده واصحاب فرهنگ و هنر بلوچ به این بی مهری معترض و منتقد بوده وخواستار برخوردی عادلانه در چارچوب قانون اساسی و در راستای همبستگی ملی شده اند متاسفانه مدیریت استانی رسانه ملی به هشدارها و دلسوزیهای اهل فرهنگ و هنر توجهی نداشته و به سیر سیاست های قانون نانوشته و تبعیض آمیز خود علیه فرهنگ و هنر بلوچستان ادامه می دهند.

 پس از انتصاب آقای رحیمی به عنوان مدیر کل جدید صداوسیمای استان جمع کثیری از اهل قلم وفرهنگ و هنر امیدوارانه در نشستی صمیمی ودوستانه دغدغه ها،انتقادات و پیشنهادات اصلاحی خود را با وی در میان گذاشتند و مدیر رسانه همه نارسایی ها و پیشنهادات مطرح شده را پذیرفتند و قول اصلاح و اقدام دادند غافل از اینکه برخی از تنگ نظران فامیلی وقومی تنیده شده در زیرمجموعه مدیریت ایشان اجازه اصلاح نخواهند داد . متاسفانه تاکنون پاشنه سیاستگزاری صدا و سیما به مدار سلایق می چرخد وحتی اقدامات بسیار جزئی و ناچیزی که با امضا و دستور مدیر کل توسط تعدادی ازحاضران در جلسه پیگیری شد به نتیجه مثبتی منجر نشد و چه بسا بسیاری از دلسوزان فرهنگ و هنربلوچ ناامیدتر از گذشته خانه نشین و گوشه عزلت گزیدند البته بعد از این جلسه اهالی فرهنگ و هنر به نتایج دیگری هم رسیدند و آن اینکه بدنه صداوسیمای استان چنان در مقابل حقوق برحق فرهنگ وهنر قوم بلوچ واکنش منفی نشان میدهد که گویا این حقوق را به کلی به رسمیت نمی شناسد و چه بسا مدیران میانی و بدنه صداوسیمای استان خودسرانه به اندک سیاست های اصلاحی مدیرکل و مدیران مافوق توجهی نمی کنند و با قدرت تمام حاضر به اجرای دستورات آنها نیستند به تعبیر دیگر همواره مدیران کل صداوسیما که اغلب غیر بومی هستند در مقابل خواسته ها و انتقادات مردم بلوچ در مقام قول نرمش نشان می دهند اما در عمل بدنه صداوسیمای استان کوچکترین اقدامی را مساوی با گذشتن از خطوط قرمزخود می دانند لذا در بین مردم بلوچ این باور نهادینه شده که قول مسولین را جدی نگیرند و این ضایعه بزرگی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و همبستگی ملی می باشد که اکثریت مردم این استان اعتماد خود را در ارتباط با استیفای حقوق خود از دست بدهند.از مدیرکل صداوسیمای سیستان بلوچستان که خود از منطقه ای قوم نشین به استان اعزام شده است انتظار می رفت که با احساس مسولیت بیشتری مطالبات فرهنگی قوم بلوچ را درعمل پاسخ می داد و از خود یادگاری نیکو به جا می گذاشت البته شاید ایشان اقدامات ناچیزی را به ظن خود آغاز نموده اند اما متاسفانه این اصلاحات به دلایل ذیل راه به جایی نمی برد ودر اندک زمان به ضد خود تبدیل شده و نتایج مثبت و دراز مدتی در پی نخواهد داشت ودیوار بی اعتمادی بین اصحاب فرهنگ و هنروصداوسیمای استان رابیشتر می نماید و بار مسولیت این تاوان و هزینه بر عهده مدیران و تصمیم گیرانی است که جسارت مقابله با سیاست تبعض آمیز در حوزه مدیریت خود را ندارند و تاریخ قضاوت خوبی در باره آنها نخواهد داشت به پاره ای از این تبیعض ها و کاستی ها در صداوسیمای سیستان و بلوچستان مختصر اشاره می شود باشدکه مورد توجه و قبول قرار گیرد. 1- فلسفه ایجاد شبکه های استانی بر هیچ کس پوشیده نیست متاسفانه صداوسیما درخصوص تامین هدف اقدام شایسته و بایسته ای انجام نداده  است و سهم زبان و فرهنگ قوم بلوچ در آن معادل به صفر است شاید ادعا شود که یک ساعت و اندی برنامه در رادیو و دقایقی برنامه در سیما به زبان بلوچی تولید و پخش می شود البته که از این قبیل برنامه ها با کیفیت و محتوی بهتر در قدیم بوده که به مرور زمان هم از نظر محتوا و هم از نظر زمان کاسته شده هم اکنون هم در مقایسه با جمعیت مخاطب استان مدت برنامه ها به زبان بلوچی بسیار کم و ناچیز است ثانیا این برنامه ها چنان از کیفیت نازل و فاقد محتوایی برخوردار است که به ضد زبان و فرهنگ بلوچ بدل شده اند زیرا تولید کننده گان این برنامه ها از تخصص در زمینه زبان و فرهنگ وهنر بلوچ فرسنگ ها فاصله دارند به عنوان مثال پس از زنده یاد استاد اشرف سربازی ،استاد گل محمد صالح زهی،اقای شاه محمد لاشاری ، مرحوم حاج رستم شیخ زاده ، زنده یاد استاد غلام رسول دینارزهی،زنده یاد استاد ماشاا...بامری و مهندس عبدالسلام بزرگ زاده کدامین شاعر،نویسنده و هنرمند بلوچ که بطورتخصصی به زبان و فرهنگ و هنر بلوچ مهارت داشته باشد جایگزین آنها شده است.

 2-شبکه استانی هامون صرف نظر از نامگذاری آن پس از ایجاد ده ها نیروی جدیدالاستخدام جذب نموده است جناب مدیرکل مشخص فرمایند چند نفر و چند درصد از حجم وسیع این نیروها از قوم بلوچ که اکثریت جمعیت استان را تشکیل می دهد جذب شده حتی افرادی که بیش از ده الی بیست سال است که بصورت حق الزحمه ای در برنامه رادیوبلوچی مشغول فعالیت هستند و هر روز به هر بهانه ای از آنها ابزاری استفاده می شود و آنها نیز از ترس از دست دادن لقمه نان و اندک درآمد زن و بچه خود از هرگونه همکاری مرتبط وغیر مرتبط شغلشان دریغ نکرده اما گزینش نشده و استخدام نمی شوند. جناب آقای رحیمی چند نفربلوچ  به عنوان کارگردان ،تولیدکننده ، تهیه کننده ، نویسنده ، پژوهشگر،گوینده ومجری غیر از چند نفر فنی و تکنسین و کارگردر فرستنده های بالای کوه ومناطق دور افتاده بلوچستان که دیگران حاضر به خدمت در آن مناطق محروم از حداقل امکانات زندگی نیستند قبلا و پس از تصدی شما جذب شده اند.

3-جناب مدیر کل به نیکی می دانند که یکی از مدیران میانی ایشان که پس از آن ارتقای مقام یافت و به یک کشورخارجی اعزام شد دراجرای یک پیشنهاد همکاری افتخاری برای تولید برنامه های فرهنگی و هنری بلوچستان مشخصا دو مورد درخواست ناچیز و کوچک یعنی بکارگیری یک مجری افتخاری وبدون دریافت حقوق در برنامه ها و دیگری تحویل یک دستگاه دوربین تصویربرداری آن هم به صورت امانی جهت تولید برنامه به زبان بلوچی علی رغم دستور و امضای مدیرکل اقدامی انجام ندادند اما مورد تشویق قرار گرفتند.

 4-کارمندان و تولیدکننده گان برنامه های بی محتوای فعلی بلوچی نیز مورد تبعیض و بی عدالتی قرار می گیرند اکثر آنها حق الزحمه ای ویا پس از سال ها کاروفعالیت قراردادی و هیچ کدام تاکنون رسمی نشده اند با هنرمندان و آفریننده گان آثار فاخر فرهنگ و زبان بلوچ همچون زنده یاداستاد دینارزهی و زنده یاد استاد ماشاا... بامری کاملا توهین آمیز و تحقیر آمیز برخورد شده است آخرین مورد برخورد نامناسب و تهدیدآمیز با بزرگترین قیچک نوازو هنرمند برجسته بلوچ استاد رسول بخش زنگی شاهی و مشهورترین خواننده بلوچ زنده یاد ماشا...بامری خواننده چندین اثر فاخر و مهندس عبدالسلام بزرگ زاده تهیه کننده ، شاعر و پژوهشگر فرهنگ ومردم وموسیقی بلوچستان بود که عطای همکاری بدون دستمزد صدا و سیما را به لقایش بخشیدند به راستی صداوسیمای استان چرا به بزرگان فرهنگ و هنر بلوچستان توهین می کند و اینگونه تحقیر می شوند برکسی پوشیده نیست که به قصد انگیزه کشی در بین جوانان علاقه مند به فرهنگ و هنر بلوچ این اقدامات انجام می گیرد اما جوانان هنرمند بلوچ مصمم هستند با استفاده از تجارب ارزشمند پیشکسوتان دل شکسته و مظلوم فرهنگ و هنر بلوچ هرچند با موانع بسیاربه راه سخت خود ادامه دهند ولی حاضر نیستند جلای وطن کنند و با رسانه های بیگانه همکاری نمایند.

 5- صدا و سیما در همین اندک برنامه های بی محتوا به زبان بلوچی در رادیو حاضر به پرداخت حق و حقوق هنرمندان بلوچ نیست و مبالغی را که بابت تولید موسیقی بی کلام و باکلام از تهران دریافت می کند صرف سایر هزینه های خود می کند و بی محابا حقوق هنرمندان ،نویسندگان و شعرای بلوچ را پایمال می کند و بدون اجازه و عقدقرارداد آثار آنها را پخش می کند که اخیرا صاحبان این آثار قصد دارند جهت احیای حقوق خود به مقامات قضایی شکایت برند.

6- مدیران صدا و سیمای استان زحمت یک نظرسنجی تخصصی را به خود بدهند تا مشخص شود که مردم این استان چقدراز رفتارهای تبعیض آمیز آنها به صدا و سیما بی اعتماد شده و مبارزه منفی با رسانه ملی و شبکه استانی را آغاز نموده اند و این هشداری جدی و تهدیدی جبران ناپذیر برای آینده کشور و همبستگی ملی می باشد.

 

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 14:10  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

فقدان تفكر سياسي در جامعه بلوچستان

پس از انقلاب در جامعه بلوچستان بيش از دو كانال براي سياست ورزي وجود نداشته يكي روحانيون هم صنف و هم لباس با حاكمان سياسي وديگري كانال نمايندگان مجلس شوري اسلامي كه انتخاب اين يكي هم با نفوذ و همراهي روحانيت جامعه بلوچ ارتباط مستقيم داشته است تريبون اولي معذوريت ها و محدوديت هاي خاص خود را داشته است ولي با اين وجود از دريچه دوم سياست در بلوچستان در معرفي هويت سياسي  وطرح بعضي از مطالبات قومي موفقتر عمل نموده است

 نمايندگان مجلس بلوچستان چه اكثريتي كه بر حسب شانس و تصادف به مجلس را يافته اند و چه آنهايي كه از اندك تجربه و بينش سياسي برخوردار بوده اند درطرح مطالبات اين قوم عجز وناتواني نشان داده اند متاسفانه در هر دوره اي نمايندگاني از اين قماش بيش از دور هاي گذشته به مجلس راه پيدا مي كنند كه هيچ تفكر سياسي را در جامعه نمايندگي نمي كنند براي اثبات اي ادعا كافي است ازتمامي نمايندگان دوره هاي پيشين تا اين دوره پرسيده شودبه كدام تفكر سياسي تعلق داريد جواب مثبتي نمي شنويد وهرچه سلب و انكار هست رديف مي كنند تا ثابت نمايند كه با هيچ نوع تفكر سياسي خويشاوندي و قرابت ندارند جالب است جرات و جسارت نزديكي به جناح هاي پذيرفته شده در نظام را هم ندارند حال اين نماينده حامل مطالبات كدام قشر و طبقه از جامعه مي باشد جالبتر آنكه اين نمايندگان در طول دوران تبليغات انتخابات هيچ نوع خواسته و مطالبه جدي را تبليغ نمي كنند وپس از پايان دوره نيز عملكرد خاصي را به جامه  ارايه نمي كنند وهيچگاه خودرا به جامعه وشهروندان پاسخگو نمي بيينند.

 در ابتداي دهه هفتاد تحصيكردگان دانشگاهي به عنوان گروهي آگاهتروآشناي به مسايل سياسي پا به عرصه سياسي نهاد ودر انتخابات شوراهاي اول تا سوم وانتخابات مجلس هشتم در برخي از حوزه هاي انتخاباتي موفقيت هايي كسب نمود اما اين گروه نيز پس از مدتي همانند دو گروه پيشين نا كارآمدي خودرا حداقل در طرح مطالبات شهروندان نشان داد البته برخي از نوكيسگان اين گروه در محافظه كاري وحفظ پست و مقام و موقيعت به كسوت شخصيت هاي سنتي گذشته درآمدند وبراي پيوستن به دو گروه اول تمام اصول يك تفكر سياسي را زير پا گذاشتند ونشان دادند علي رغم شعارها وژست  فكرسياسي هيچ تفاوتي با دو تفكر پيشين ندارند واتفاقا در اين دوره براي راهيابي و دست آوردن سهمي از تريبون و امتيازات پارلمان  چه دستهاي كه نمي بوسندوچه خطوط قرمز و اصول يك تفكررا كه زير پا نمي گذارند سيد ظهور شاه هاشمي اديب ومتفكر زبان بلوچي در مجموعه غزل هاي پاره شده گفته اي دارد كه مصداق سياسيون از نوع آخر مي باشد:

"درتريبونها شعار مي دهد و سخنراني هاي آتشين مي كند  آخرالامر مشخص مي شود كه پايش با ريسماني به يكي از پايه هاي تخت واجه محكم گره خورده است."   

+ نوشته شده در  90/11/05ساعت 14:21  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  | 

دانستن حق ماست.

  به بركت تكنولوژي قرن حاضر رسانه به معني ومفهوم گذشته رنگ باخته ودر انحصار هيچ دولتي از هر نوعش نيست وگردش آزاد اطلاعات ميسر وممكن گشته و تيغ سانسور بيش از پيش كند شده است هرچند هستند حاكماني كه ملت هايي را از دانستن محروم نمود ه اند اما اين قماش از حاكمان گريزان از واقيعت دير يا زود اسير كمند گردش آزاد اطلاعات مي شوند وديگر دن كيشوت وار شمشير در هوا نمي زنندوآب در هاون نمي كوبند.

 نگارنده از دوران نوجواني تاكنون از علاقه مندان رسانه  ها بوده وبا اهل واصحاب رسانه همواره در ارتباط ومحشور بوده ام هرچند سختي ها ومرارت هاي اين حرفه را نزديك مشاهده واز زبان اين سفيران آگاهي وروشنگري به كرات شنيده ام اما همواره رشته اي محكم دلم را علي رغم برحذرها وهشدارهاي عقل به آن سمت مي كشيده در دوره موسوم به بهار مطبوعات دردولت اصلاحات از متقاضيان مجوز نشريه اي با تعداد ديگري از دوستان شديم پروند هاي من وهم تبارانم از مركز استان فراتر نرفت اما از ما بهتران حتي كساني كه شرايط اختصاصي كه هيچ شرايط عمومي آن را هم نداشتند امروز از آن دوران تاكنون صاحب جريده و مطبوعه هستند واز اجاره واداره آن  گذران زندگي مي كنند.

 خوشبختانه تكنولوژي در فضاي مجازي امكاناتي براي اهل اين حرفه فراهم آورده است كه نيازي براي منت بردن از هيچ صاحب حكومت و منصبي نيست وما بايد اعتراف نماييم كه عدم استفاده از نعمت دنياي مجازي از سستي و كاهلي  ما بوده است به همين منظور براي تمرين مشق روزنامه نگاري پا به اين عرصه خطير و پر خطر گذاشته ام البته يك روزنامه نگار بايد بداند كه براي چه مي نويسد و بديهي است برخي از قدرتمندان كه از نقد وشفافيت واهمه دارند اين گروه را بر نمي تابند و از اين حرفه تعريف وبرداشت ديگري دارند وبراي همين است كه پس از گذشت 30 سال از عمر يك انقلاب استان ما با صفت محروميت شناخته مي شود و مناسبات قدرت و مديريت كمتر در اين استان نقد شده است وروزنامه هاي چاپي و سنتي آن بيشتربه روزي نامه شبيه هستند.

امروزه اگر در جوامع پيشرفته و مردمسالار نرخ انواع فسا مالي سياسي اداري و... به حداقل ممكن رسيده است به يمن مطبوعات منتقد و روزنامه نگاران جسور مي باشد تجربه هاي تاريخي پيش روي ماست نظام سوسياليستي شوروي با يد وبيضاي سياسي نظامي وتكنولوژيكي بدليل بستن فضاي نقد و نقادي فرو ريخت بلوك رقيب آن علي رغم كاستي هاي ونارساي هاي فروان هنوز پابرجاست زيرا خود را بي نياز از نقد نمي بيند و منتقدين را ستون پنجم دشمن نمي داند.

 جامعه اي پله هاي رشد وترقي را مي پيمايد كه منتقدين را عزيز و متملقين و چاپلوسان را خوار بشمارد وبر صورت آنها خاك بپاشد مسئله ديگري كه همپاي نقد قدرتمندان و صاحب منصبان مورد نقد قرار گيرد واهميت نقدآن كمتر از مورد اولي نيست نقد اجتماعي و هنجارهاي نادرست يك جامعه مي باشد كه متاسفانه مورد غفلت قرار مي گيردلذا براي اين دغدغه  روزنه اي به جهان مجازي باز كرده ام با سرمايه و بضاعتي اندك به سمت همفكران عزيزدست نياز دراز مي كنم و البته كه از نقد ونظر مخالفان فكر و نظرم نيز بي نياز نمي باشم. نقد و نقد پذيري را دو اصل خدشه ناپذيردر اين مسيردشوار براي خود تعريف نموده ام تا چه قبول افتد و چه در نظرآيد تفالي ميكنم به ديوان لسان الغيب حافظ شيرازي :

همتي بدرقه راهم كن اي طائر قدسي     ره بس دراز و من نوسفرم   

عبدالوهاب ايران نژاد  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/03ساعت 14:39  توسط عبدالوهاب ایران نژاد  |